الشيخ الطبرسي ( مترجم : عابدي )
210
الآداب الدينية للخزانة المعينية ( عربي - فارسي )
دو داستان اول : علامه افندى در شرح حال مرحوم طبرسى فرموده است : از شگفتىهاى روزگار بلكه از كرامتهاى مرحوم طبرسى - قدّس الله روحه - داستانى است كه نزد همه مردم شهرت يافته است و آن اينكه : وى سكته نموده و مردم تصور كردند أو از دنيا رفته است ، ولذا أو را غسل داده و كفن نموده و دفن كردند . پس از آن وى در قبر به هوش آمده و چون هيچ چاره اى نداشت و از كسى نمىتوانست كمك بطلبد ، در آن حالت نذر مىكند كه اگر خداوند أو را نجات دهد كتابى در تفسير قرآن بنويسد . اتفاقا دزدى براي سرقت كردن كفن أو آمده وشروع به نبش قبر مىكند ، ناگهان طبرسى از داخل قبر دست دزد را مىگيرد ، دزد خوف واضطراب عجيبى پيدا مىكند . طبرسى مىگويد : نترس ، من سكته كردم و مردم چون تصور كرده بودند مرده ام ، مرا دفن نمودند ، سپس برخاست ودزد أو را كمك كرده به دوش گرفت و به منزل آورد ، در آن هنگام مرحوم طبرسى كفن را به همراه اموال زيادى به دزد داد ، واو نيز بدست مرحوم طبرسى توبه نمود و در آينده از افراد صالح گرديد . سپس مرحوم طبرسى براي وفا كردن به نذر خود ، تفسير « مجمع البيان » را تأليف نمود ، وخداوند أو را موفق به اتمام آن گرداند . مرحوم خوانسارى اين داستان را از كتاب « رياض العلماء » نقل كرده وسپس مىگويد : برخى اين داستان را به ملا فتح الله كاشانى نسبت داده و گفته اند وى تفسير « منهج الصادقين » را پس از نجات از چنين مهلكه اى نوشت .